یه خود نویس طلایی تو دستش بود و
یه پیپ کنج لباش
موهای رنگ کرده شُ با دستاش مرتب کرد و گفت :
« ترانه هات خیلی تنده ، قابل چاپ نیست! »
با خود نویس قرمزش رو برگۀ ترانه هام خط کشید و
اونا رو انداخت جلوم!!
از دفترش که بیرون می اومدم
یه ترانۀ تازه تو دلم جوونه کرد!!
یه ترانه که تند بود!!