تبليغاتX
پروانه ای در مُشت - 152- ما متولدین بمبارانیم!!

ما متولدین بمبارانیم!

بدنیا آمده در پناهگاه های تنگ و تاریک!

در روزگاری که آسمان زیر هاشور جت ها بود!

اولین خنده هایمان در هجوم گریه ها و شیون ها بود! در وفور غم ها و غصه ها!

اولین قدم هایمان بر خاکی خونین بود در نخلستانی سوخته!

اولین اسباب بازی هایمان پوکه های فشنگ بود!

و اولین لالایی مان آژیر قرمز جنگ!

همۀ اولین هایمان دردناک بود و خاطره ناانگیز!

برای همین امروز حس می کنیم شبیه ایم!

به تو که در - چه فرق می کند کدام؟ - گوشۀ این سیارۀ خاکستری،

در مُشت های جنگ و جنایت فشرده می شوی!

به تو که تجربه می کنی تمام تلخی هایی را که ما تجربه کردیم!

و برای همین امروز دستان تو را می گیریم!

تا با هم فریاد بزنیم «صُلح» را

رو به تمام موشک ها و نارنجک ها!

رو به تمام توپ ها و بمب ها!

رو به تمام مین ها و گلوله ها!

و رو به تمام مرزها!

چرا که ما زبان تمامشان را بلدیم!

چرا که ما متولدین بمبارانیم!

 

پ.ن: "هایکوهای صُلح" حرف های کودکیست از نسل متولدین بمباران! کودکی که هنوز و تا ابد حرف برای گفتن دارد!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در چهارشنبه ششم خرداد 1388 |